حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
524
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
أمير المؤمنين علىّ نيستم . پس متوكل سر او را بتراشيد ، و او را بر درازكوش نشاند در راه سرّ من رأى ، تا آن زن بر نفس خود كواهى داد ، و در ميانهء مردم آواز برآورد و ندا كرد ، كه او در آن دعوى كذّابه « 1 » بوده است و دروغكوى ، و ميان [ من و ] « 2 » رسول خذاى « 3 » و علىّ و فاطمه عليهم السّلم نسبتى و قرابتى و پيوندى نيست . بعد از آن بشام رحلت كرد و برفت . و كويند كه : علىّ بن جهم « 4 » متوكل را كفت ، كه : « اكر تو قول أبى الحسن را بر وجود او آزمايش كنى ، حقيقت نسب او بشناسى و بدانى ، يعنى أبى الحسن را بر شيران كرسنه عرضه كن ، تا ترا « 5 » حقيقت امامت او معلوم شود . چون متوكل اين سخن را از علىّ [ بن ] جهم بشنيد ، بفرمود آنكس را كه بر سباع و شيران موكّل بود ، تا شير كرسنه را بصحن سرآى متوكّل حاضر كردند . آنشخص بر فرمودهء متوكّل ، سه شير كرسنه درّنده را حاضر كردانيد ، و متوكّل بر غرفهء « 6 » و دريجهء از سرآىء خود بنشست ، و بفرمود تا أبى الحسن علىّ نقى را بسرآىء او
--> ( 1 ) . كذابه : زن دروغگو . ( 2 ) . افزوده از نسخة ( 2 ) و ( 3 ) . ( 3 ) . در اصل : ميان خذاى و رسول خذاى . ( 4 ) . ابو الحسن على بن جهم بن بدر بن الجهم قرشى ، يكى از شاعران مشهور دوره عباسى ، و از نزديكان و منادمان المتوكل عباسى . وى با امير المؤمنين عليه السلام دشمنى و عداوت فراوانى داشت ، از اين رو همواره متوكل را به شدت عمل با شيعيان ترغيب مىكرد ، متوكل او را در سال 232 ( يا 239 ) هجرى به خراسان تبعيد كرد ، او بعدها به عراق بازگشت ، و سپس به شام هجرت نمود ، و در سال 249 هجرى در راه بازگشت از حلب به عراق توسط گروهى از مردمان قبيله بنى كلب كشته شد . ( وفيات الاعيان : 3 / 355 ) ( 5 ) . در نسخهء چاپى : تو را . ( 6 ) . غرفه : اتاق .